![]() |
![]() |
|
|
خین نپشکون تو دلم نا مهربونیت کشتتم ریت نِواگردون ازُم بی هم زِبونیت کشتتم لعنت شیطون بُکن جون از خرش دومن بیو ای ادای خارجت ای لفظ بومیت کشتتم چادرت کِردی سرت تنگ و گرفتی صورتت زُر که خوردی دیدمت ای خال توریت کشتتم دیر می گردی نمی پرسی تو اصلا حال مو مِی چه دیدی تو ازُم هجرون و دیریت کشتتم با غریبا اوضی حرف و حدیث و خندتن تا که از مو می رسی ای بد زبونیت کشتتم کاشکی اوضامون می واگشت ری سِر جی اولی یاد اول تا می یُفتُم مهربونیت کشتتم ماجری عشق تو (( لیلو )) ای حدیث کانِمن کم فروشی تو عشقت ای گیرونیت کشتتم کم بزن طنه (( خلیلو )) عاشق دیرینتن دس بکش از ای اداها قهر زوریت کشتتم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 17:9 توسط خلیل تمهید |
|
|
آسمون دور سِرُم مث گوگ بحرینی زُرِن ای شِرپ نِیلِن تو گوشم یا صدای دَم پُرن مثل زندونی تو بند غم می پیچم دور خُم مرغ بی بالُم که عالم سیم قفس و کُر کُرن نو عروس نو جوونیم تو جوونی بیوه شد غم ترالن پُی سرم غصه سوار اُشترن غصه پاش خو رَف ری کف رکاب چرخ سینه بس پا زده در جا عرق از سَر و پِرتا کش چُرن آسمون محتاج بارونن زمین خشکش زده خین دل اُفتاده رو،نودون سینه شُرشُرن سنج و دمامن همش محمل میارن با کُتل نوحه ها واحد نمیشه ایچه سینه ده بُرن چاه چیشم خشکمون زد بس که شُشتُم دس دل تش تو سینم زیر خاکیشتر نمی خوسه گُرن حرفش آخر می زنه آخر" خلیلو" رُک و راس از ای زنده ی نا بسامونُ و ای اوضاع دلخورن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 14:13 توسط خلیل تمهید |
|
|
به ستایش سرب باید نشاند دست های طلایی را وقتی که لب های هوس از پستان دوشیزگان شیر می نوشد...!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 17:51 توسط خلیل تمهید |
|
|
مارها ی خفته در خاک خون مرا به تاراج می برند تا دستان دریا خالی بماند زیر شلاق موج ها، صخره ها لب دوخته اند اندیشه به خود نمی آید تا پنجره ها هر روز شاهدان تشییع باشند با هر تولد خورشید...!
........................
نگران از وحشت دیدن خود در آینه بی هیچ نشانه ا ی چون من بی نشان انگار در فضا هم قدم به اندازه خودم نمیرسد چه پر شتاب در گذر زمان می گذرم داغ می شوند واژه های تنم خورشید در میان انگشتانم ذوب می شود تا شب های قصه هایم روشن بماند افسانه ایست زندگی به شیرینی یک سیب تلخ و آرزوهایم که همچون سراب در دست هایم خشکیده می رویند بغض چون استخوانی در سکوت حنجره ام می شکند و قطرات سرب هم چون باران از دیده گانم فرو می ریزد تا در باغچه دامانم گلوله سبز شود...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 19:46 توسط خلیل تمهید |
|
|
وختی که بارون نباره نوگ و نودون سی چمن ای نباشه نون خشکی چیل و دندون سی چمن چندل خونه شکس طاقش گلمبی ری سرم فرش مرغوب کویر و فرش کاشون سی چمن اسغون مونده تو زخم و خار بمبک تو گولیم زنده ی گلخونه ای وزیر نیلون سی چمن جنگل سوزی میخوام تا سیم بخونه بلبلی ناله مرغ شو و خار بیابون سی چمن هم دگل اشکس و هم فرمن و هم کانی سکون باد قبله، باد برو،باد هیرون سی چمن ری سر جی شیر نر که زوزه میده گرگ گر اسب تازی لکه میره اسب شیطون سی چمن وختی همسادم نمیره او خوشی گولیش دومن قلیه هامور پی مرغ و فسنجون سی چمن دل تو سینه وختی خوش نی غرق درد و ماتمن تار و تمبور و دوهل ساز نی انبون سی چمن دسم الان زیر سنگن داد و فریادم هوان وعده ی ملک ری و تخت سلیمون سی چمن ای خدا حالم پریشونن ز دس روزگار خال تو کنج لب و زلف پریشون سی چمن کار ازیی حرفا گذشته پیچ تو دل کشتتم اوشه هیچ فویده نداره زیره زنیون سی چمن بال فر کردن میخوام تا فر کنم از ای قفس دس اشکسه تو گردن پای لنگون سی چمن میکنه شکوه ((خلیلو)) از ته دل تا ابد وختی نی نور سحر شام غریبون سی چمن تمهید
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 15:53 توسط خلیل تمهید |
|
|
مجددا سلام
مصاحبه ای که در سایت الکترونیکی دشتستان با استادم ایرج شمسی زاده انجام شده را در اینجا منتشر می کنم. امیدوارم که شما هم لذت ببرید
ایرج شمسی زاده:شاعری و عاشقی هر دو مایه دردسر است
|
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 20:14 توسط خلیل تمهید |
|
|
سلام
من خلیل تمهیدی هستم شاعر بوشهری و علاقه مند به اشعار بزرگانی همچون ایرج شمسی زاده- فرج الله کمالی- سید طالب هاشمی و حاج علی مرادی و... سعی می کنم که در این وبلاگ ضمن انتشار اشعار خود به معرفی و ثبت آثاری را که دوست دارم هم بپردازم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 20:9 توسط خلیل تمهید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام
من خلیل تمهید هستم شاعر بوشهری و علاقه مند به اشعار بزرگانی همچون ایرج شمسی زاده فرج الله کمالی سید طالب هاشمی و حاج علی مرادی و... سعی می کنم که در این وبلاگ ضمن انتشار اشعار خود به معرفی و ثبت آثار مورد علاقه ام هم بپردازم. |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 |
| پیوندها |
|
تمرین مدارا وبلاگ شعر رامشیر دریا طعم انار می دهد سنگ خاکی ، دل سنگی ساز غم |
|
RSS
|